درباره ي هزار تا چيز دلم مي خواد بنويسم. مثلا اين كه عجب ما سه كله پوك وبلاگ هامون هم شده سه تايي البته به اضافه ي فروغ! يه جوري شده كه آدم دلش مي خواد به بقيه بگه: خصوصي است ! وارد نشويد. 
درباره ي اين كه چقدر بده مچ پاي آدم از دو جا بشكنه و مجبور باشه تو خونه بمونه و منتظر جوش خوردنش بشه.
اين كه آبان شده و ماه ميموني در پيش روئه.
درباره ي انواع و اقسام دوست. 
درباره ي اين كه ديروز اباذري سر كلاس چه رفتار شنيعي با ما كرد.
( و در همين راستا درباره ي اين كه "سگ پاولف" بودن چه طوريه و چه احساسي داره) 
در مورد انتشارات و نقشه هاي مالي نيمه عمليم براش.
و اين كه حتي تصورش چه قدر بهم روحيه و انگيزه مي ده!
درمورد... و .... (بخوانيد سه نقطه و چهار نقطه)
در مورد همين سه نقطه و چهار نقطه و اين كه چه چيزها كه نمي تونن باشن...
مي نويسم... حتما! ولي... الان خوابم مياد. خواستم فقط بگم : اينجا چيزي در جريان است.
حالا كه مجلس خودمونيه يه فال فاوست هم مي گيرم ببينيم دنيا دست كيه: 
"بالاي نيمكت شكوهمند رفته است.
پله به پله،
پيش برويد،
با وقارصف بكشيد!
به شايستگي،شايستگي"،سه" بار به شايستگي،
اينچنين پذيرايي خجسته باد!"
(این شکلک گذاری رو از یه وبلاگی یاد گرفته ام! گفتم که گفته باشم.)